کارگر چون حق اعتراض ندارد به هر شکلی از استثمار و حقکشی تن میدهد و چیزی نمیگوید و سازمان تامین اجتماعی نیز از آنجا که نظارت کافی و دقیق بر پرداختیهای کارفرمایان صورت نمیدهد و به اندازه کافی بازرس و ناظر ندارد، از تخلفات کارفرمایان راحت عبور میکند و اقدامی صورت نمیدهد. در این میان، یک گروه از خرده بورژوازی که همواره دنبال کلاه به کلاه کردن و سود بیشتر به جیب زدن هستند، حسابی منتفع شده و هر روز فربهتر از قبل می شوند. به گزارش خبرنگار ایلنا، این روزها نه حال کارگران خوب است و نه احوال بزرگترین سازمان کارگری کشور یعنی «تامین اجتماعی» مساعد است؛ در این اوضاع وانفسا، از قانونگریزیهای مکرر دولت و نهادهای اقتصادی آن مانند مقاومت در مقابل افزایش عادلانه دستمزد یا عدم پرداخت بدهیهای انباشته به سازمان تامین اجتماعی که بگذریم، بخشی از گناهِ نامساعد بودن احوالاتِ جامعهی کارگری بر گردن کارفرمایان است؛ به خصوص کارفرمایانی که خود را صاحب حق و فعال مایشاء در کارگاهها میدانند و به احدی پاسخگو نیستند! چگونه راهِ قانونگریزی هموار شد؟! قانونگریزیها و هنجارشکنیهای کارفرمایان متعدد است و سطوح متفاوت دارد اما ناصر آقاجری (فعال کارگری پروژهای) همه این قانونگریزیها را معلول استیلای نئولیبرالیسم و تعدیل ساختاری و رسوخ این مناسبات ضد کارگری در روابط کار ایران میداند و به ایلنا میگوید: چند مدل قانونگریزی برجسته، راه را برای بورژوازی و خرده بورژوازی سودجو همواره کرده است؛ رواج قراردادهای موقت و فراموشی الزام به عقد قرارداد دائم در کارهای مستمر، خروج مناطق وسیعی از کشور از شمول قانون کار به بهانه ایجاد مناطق آزاد و ویژه اقتصادی و خروج کارگاههای کوچک از برخی الزامات قانون کار. در نهایت، عدم اجرای اصولی از قانون اساسی که در ارتباط با حقوق مردم هستند از جمله اصل ۴۳. حسین حبیبی (عضو هیات مدیره کانون عالی شوراهای اسلامی کار کشور) نیز قانونگریزیهای کارفرمایان را نتیجه دادنامه ۱۷۹ دیوان عدالت و وجهه قانونی بخشیدن به قراردادهای موقت میداند؛ دادنامهای که موجب شده کارگران در هیچ شرایطی، جرات شکایت به نهادهای قانونی و پیگیری حق و حقوق خود را نداشته باشند. سوال اینجاست که قانونگریزیهای کارفرمایان، در چند دسته قابل تقسیم است و چگونه هم به ضرر کارگر و هم به ضرر سازمان تامین اجتماعی تمام میشود؟ مزد و حقوق توافقی یک دسته از این قانونگریزیها به مقولهای تحت عنوانِ «مزد و حقوق توافقی» بازمیگردد. در این مقوله، کارفرمایان، کارگرانِ ناچار و مستاصل را که برایشان فرصتهای شغلی چندانی وجود ندارد و در گروهِ «کارگران ساده و آسیبپذیر» دستهبندی میشوند، مجبور به توافق بر سر دستمزدی میکنند که از حداقل دستمزد مصوب شورایعالی کار پایینتر است. البته این توافق بیشتر شفاهی و زبانی است و کارفرما برای اینکه به اصطلاح گزک دست کارگر و اداره کار ندهد، هیچ متن مکتوبی تحت عنوان قرارداد کار، امضا نمیکند و در اختیار کارگر قرار نمیدهد. در این شرایط، کارگر سادهای که گاهاً سوءسابقه دارد یا چندان مهارت و تخصص و سوادی ندارد، از ترس بیکار شدن به این استثمارِ خودخواسته تن میدهند و بعضاً حتی اگر کلاهش در اداره کار بیفتد از ترس کارفرمای زورگو، قدم در آنجا نمیگذارد. مریم یکی از همین کارگران است؛ او که همسر یک زندانی است و در حد سیکل درس خوانده، در کارگاهی وابسته به یک موسسه خیریه در اصفهان کار میکند. کارفرما به ازای دوختِ هر زیپ، مبلغ ناچیزی به او میدهد؛ به عبارت دقیقتر، قرارداد توافقی و شفاهی مریم از نوعِ «قراردادهای حجمی» است و در ازای تمام کردن حجمی از کار، کارمزد میگیرد. او در ارتباط با میزان حقوق دریافتی خود میگوید: خیلی خوب کار کنم، هفتهای ۲۵۰ یا ۳۰۰ هزار تومان کاسب هستم؛ از بیمه که خبری نیست اما همین حقوق را هم با هزار منت به ما میدهند. مدام میگویند هیچ کس به شما کار نمیدهد؛ ما در راه رضای خدا استخدامتان کردیم! مریم، اشتغالِ «بیگاریگونه» با دستمزد ماهانهی ۸۰۰ هزار تومانی را با هزار خون دل خوردن و مصیبت تحمل میکند و بر این باور است که شاید با مهارتآموزی در این کارگاه و به آهستگی راه افتادن، بتواند در آینده جایی دیگر با حقوق بهتر یا برای خودش در خانه، کار کند و درآمد بیشتری داشته باشد. «مزد و حقوق توافقی» یک ژانر رایج از قانونگریزیهای کارفرمایان است که بیشتر در کارگاههای کوچک یا زیرپلهای و دور از چشم بازرسان کار و تامین اجتماعی اتفاق میافتد؛ سوژه استثمار در این ژانر، کارگران ساده و در معرض آسیب هستند که اساساً جرئت شکایت یا دادخواست ندارند؛ این قانونگریزی، هم بخش قابل توجهی از کارگران شاغل کشور را (البته آمار دقیقی از این نوع اشتغال در کشور نداریم) از حداقلهای مزدی، حمایتی و معیشتی محروم میکند و هم سازمان تامین اجتماعی را از حق بیمهای که باید بابت اشتغال این گروه دریافت میکرد، بینصیب میسازد. بیمه توافقی و قراردادهای صوری کار اما قانونگریزیهای کارفرمایان و لااقل آنچه «کلاه گذاشتن سر سازمان تامین اجتماعی» به حساب میآید، محدود به حقوق توافقی و کارگاههای کوچک نیست؛ در برخی کارگاههای فنی و تخصصی که محل اشتغال کارگران باسواد و ماهر است، شاهد وجه دیگری از قانونگریزی کارفرمایان و سودجویی آنها هستیم. آنچه در این کارگاهها رخ میدهد، توافق بر سر بیمه پرداختی به سازمان تامین اجتماعی یا اصطلاحاً «بیمه توافقی» است. در این کارگاهها که عموماً بازه دستمزدهای پرداختی بالاست، کارگران به اراده و خواست خودشان قراردادی صوری را امضا میکنند که در آنها، دستمزد در حدود حداقل مزد یا کمی بیشتر است؛ کارفرمایان براساس این قرارداد، حق بیمه به سازمان تامین اجتماعی پرداخت میکنند اما دستمزدی که آخر هر ماه «واقعاً» به حساب کارگر متخصص واریز میشود، بسیار بالاتر از این عددهاست. عباس، یک مهندس ارشد IT است که در یکی از شرکتهای تکنولوژی اطلاعات و تامین و نگهداری شبکههای کامپیوتری در تهران کار میکند؛ دستمزد واقعی او ماهی ۹ میلیون تومان است اما در قرارداد صوری، دستمزد او ۴ میلیون تومان ذکر شده و براساس همین دستمزد صوری، حق بیمه به حساب سازمان تامین اجتماعی واریز میشود. براساس بخشنامههای سازمان تامین اجتماعی، حق بیمه پرداختی در دو سال آخر خدمت، مبنای محاسبه بازنشستگی قرار میگیرد و اگر در این دوسال حقوقها نامتعارف باشد، ۵ سال آخر مبنا قرار خواهد گرفت. با این حساب، کارگرانی که با قراردادهای صوری، دستمزد اعلامی آنها بسیار کمتر از دستمزد واقعی است، در سالهای آخر، این مساله را تصحیح میکنند و در مستمری دریافتی، حقوقِ تقریباً واقعی شده آنها مبنا قرار میگیرد. بیمه توافقی، ژانر جدیدی از قانونگریزی کارفرمایان است که در دستهی «فرارهای بیمهای» قرار میگیرد؛ به اعتقاد کارشناسان رفاه و تامین اجتماعی، فرارهای مکرر و متعدد بیمهای کارفرمایان، یکی از علل بحران منابع و مصارف سازمان تامین اجتماعی است. بنابراین، اگرچه علت اصلی بحران منابع و مصارف سازمان و کاستی گرفتن ورودیها نسبت به خروجیها، عدم پرداخت بدهی بیش از ۳۴۰ هزار میلیارد تومانی دولت و عدم اهتمام برای پرداخت آن است و در مرحله بعد، تعهدات بدون پشتوانه برای حمایت از گروههای خاص، سببساز این بحران شده است، اما نمیتوان نادیده گرفت که فرارهای بیمهای کارفرمایان نیز در این زمینه تاثیر بسیار دارد. اگر «حقوق واقعی کارگران» که ماهانه به حساب آنها واریز میشود، مبنای اصلی برای پرداخت میزان حق بیمه کارگر قرار بگیرد، ورودیهای سازمان به میزان قابل توجهی افزایش یافته و از تعمیق بحران جلوگیری میشود. ناصر آقاجری در این رابطه با تاکید بر اینکه کارفرمایان به انحای مختلف، از حق بیمه پرداختی به سازمان میزنند و بخشی از حق بیمه کارگر را به جیب خود میریزند؛ از کارگران پروژهای و متخصص در پالایشگاهها و پتروشیمیهای جنوب مثال میزند که کارفرمایان پیمانکار، در موارد بسیاری بدون اطلاع کارگران، حق بیمه آنها را واریز نمیکنند و زمانی که کارگر فکر میکند زمان بازنشستگی او رسیده، به تامین اجتماعی مراجعه میکند و آن زمان تازه میفهمد که بخش عظیمی از حق بیمه او توسط پیمانکاران مختلف به تاراج رفته است. او ادامه میدهد: کارگران متخصص و پروژهای بسیاری را میشناسم که بعد از ۵۰ سال کار فنی، نمیتوانند بازنشست شوند چون مثلاً۳۰ سال از این ۵۰ سال، لیست بیمه برایشان رد نشده است! نتیجهگیری در این اوضاع و احوال، یک نتیجه ساده میتوان گرفت: کارفرمایان سودجو با هزار حیله و ترفند، هم سر کارگر کلاه میگذارند و هم سر سازمان تامین اجتماعی. کارگر چون حق اعتراض ندارد به هر شکلی از استثمار و حقکشی تن میدهد و چیزی نمیگوید و سازمان تامین اجتماعی نیز از آنجا که نظارت کافی و دقیق بر پرداختیهای کارفرمایان صورت نمیدهد و به اندازه کافی بازرس و ناظر ندارد، از تخلفات کارفرمایان راحت عبور میکند و اقدامی صورت نمیدهد. در این میان، یک گروه از خرده بورژوازی که همواره دنبال کلاه به کلاه کردن و سود بیشتر به جیب زدن هستند، حسابی منتفع شده و هر روز فربهتر از قبل می شوند؛ حق قانونی کارگر و حق بدیهی سازمان تامین اجتماعی، به سادگی به جیبهای فراخِ این گروهِ سودجو سرازیر میشود!از «بیمه توافقی» تا توافق بر سر حقوق و دستمزد/ چگونه برخی کارفرمایان سر تامین اجتماعی و کارگران کلاه میگذارند؟!
به گزارش خبرنگار اقتصادی خبرگزاری تسنیم،همه ساله در جهان دهها میلیون کارگر قربانی حوادثی میشوند که منجر به کشتهشدن یا از کار افتادگی عده بسیاری از آنها میشود.
برابر اعلام نظر کارشناسان، حوادث ساختمانی بیشترین آمار تلفات نیروی کار را به خود اختصاص داده است؛ به نحوی که بیش از 50 درصد حوادث ناشی از کار در ساختمانها اتفاق میافتد و در وقوع 85 درصد حوادث کار، عامل انسانی دخیل بوده و بخش اعظمی از حوادث به دلیل عدم نظارت در محیط کار رخ میدهد.
در ماده 60قانون تأمین اجتماعی، حوادث ناشی از کار به حوادثی گفته میشود که در حین انجام وظیفه و مواقعی که بیمه شده در کارگاه یا ساختمان و محوطه آن مشغول انجام کار باشد و یا به دستور کار فرما در خارج از محوطه کارگاه عهدهدار انجام ماموریتی باشد، برای بیمه شده اتفاق بیفتد.
حوادث کار به هر صورت و درجهای که باشد برای کارگر، کارفرما و جامعه زیانهای اقتصادی بسیاری دارد و خسارت ناشی از توقف کار به دلیل حادثه، خسارات پرداختی در صورت از کارافتادگی و هزینههای درمانی از جمله آنها به شمار میرود.
*افزایش 4 درصدی تلفات حوادث کار در هشت ماهه امسال
در هشت ماهه سال جاری یک هزار و 258 نفر در حوداث ناشی از کار جان خود را از دست دادند، این رقم در مقایسه با مدت مشابه سال قبل که آمار تلفات یکهزار و 211 نفر بود، 3.9 درصد بیشتر شده است.
از کل تلفات حوادث کار در این مدت یکهزار و 235 نفر مرد و 23 نفر زن بودند، این در حالی است که تعداد مردان فوت شده در حوادث کار هشت ماهه سال قبل یکهزار و 205 و تعداد زنان شش نفر بوده است.
بر اساس این گزارش در این مدت استان های تهران با 277، آذربایجان شرقی با 90 و خراسان رضوی با 85 فوتی بیشترین و استان های بوشهر با دو، کهگیلویه و بویراحمد با پنج و چهارمحال و بختیاری با هفت فوتی کمترین آمار تلفات حوادث کار را داشته اند.
*42 درصد تلفات حوادث کار از بلندی سقوط می کنند
سقوط از بلندی همواره بیشترین سهم را در آمار تلفات حوادث کار به خود اختصاص می دهد و نزدیک به نیمی از تلفات را شامل می شود. در هشت ماهه امسال نیز 538 نفر از قربانیان حوادث کار به دلیل سقوط از بلندی جان خود را از دست داده اند که 42.8 درصد کل تلفات را دربر می گیرد.
پس از سقوط از بلندی، اصابت جسم سخت با 304 فوتی، 24.2 درصد از کل تلفات حوادث کار به خود اختصاص داده و در رتبه دوم دلایل مرگ در حوادث کار قرار گرفته است؛ دلایلی همچون برق گرفتگی، سوختگی و کمبود اکسیژن در رتبه های بعدی مرگ در حوادث کار قرار دارند.
*کاهش آمار مصدومان حوادث کار
در هشت ماهه امسال آمار مصدومان حوادث کار که به مراکز پزشکی قانونی مراجعه کرده اند 9.3 درصد کاهش یافته است، در این مدت 17 هزار و 398 مصدوم حوادث کار به مراکز پزشکی قانونی مراجعه کرده اند که 770 نفر آنان زن و 16 هزار و 628 نفر آنان مرد بودند.
*افزایش تلفات حوادث کار در سال های اخیر
بررسی آمارهای نه ساله اخیر (1390 تا 1398) نشان دهنده روند کاهشی از سال 1392 تا 1394 و پس از آن یک روند کلی افزایشی با شیب ملایم است به طوری که شاهد بیشترین میزان تلفات ناشی از حوادث کار در سال 1392 با هزار و 994 فوتی و کمترین میزان آن در سال 1394 با یکهزار و 494 فوتی هستیم.


حقوق بازنشستگی بیمه شدگانی که از دو محل بیمه پردازی دارند، حساب شد.
دستورالعمل نحوه محاسبه عيدي و پاداش سالجاري به كارفرمايان ابلاغ شد